بحثمون در مورد پشتکار و تلاش بود. اوستا بهرام هم داشت روی تابلو خطاطی میکرد. دست و آستين و شلوارش همه رنگی شده بود. اونقدر با دقت و وسواس کار میکرد که انگار داره خاتمکاری میکنه. فرهاد گفت: «من تا حالا کسی را نديدم که مثل داداشم پشتکار داشته باشه. هروقت میخواد کاری انجام بده اونقدر تلاش میکنه تا به نتيحه برسه. امکان نداره وسط کار جا بزنه. اصلاً دليل موفقيتش همينه». ابراهيم استکان چای را گذاشت روی ميز و همينطور که قند را میجويد گفت: «الگوی پشتکار فقط اوستا بهرامه» و اوستا بهرام را صدا زد تا داستان آغاز کارش را تعريف کنه...
نویسنده: مهدی میرعظیمی
سایت های ما:
www.ketabeyek.com
www.radioyek.org
اولین نفر کامنت بزار
تمامی حقوق این وبسایت متعلق به شنوتو است